محکمه ی الهی ...

 

 

 

یه دفعه مثل مرده ها خوابم برد

 

خدا نشسته مردم از مرد و زن

 

ردیف ردیف مقابلش واستادن

 

چرتکه گذاشته و حساب میکنه

 

به بنده هاش عتاب خطاب میکنه

 

میگه چرا این همه لج می کنید

 

راهتونو بی خودی کج می کنید

 

آیه فرستادم که آدم بشید

 

با دلخوشی کنار هم جمع بشید

 

دلای غم گرفته رو شاد کنید

 

با فکرتون دنیا رو آباد کنید

 

عقل دادم برید تدبر کنید

 

نه اینکه جای عقلو کاه پر کنید

 

من بهتون چقدر ماشاالله کفتم

 

نیافریده باریک الله گفتم

 

من که هواتونو همیشه داشتم

 

حتی یه لحظه گشنه تون نذاشتم

 

اما شما بازی نکرده باختید

 

نشستید و خدای جعلی ساختید

 

هر کدوم از شما خودش خدا شد

 

از ما و آیه های ما جدا شد

 

یه جو زمین و این همه شلوغی

 

این همه دین و مذهب دروغی

 

حقیقتاً شماها خیلی پستید

 

خر نباشید گاوو نمی پرستید

 

از توی جمع یکی بلند شد ایستاد

 

بلند بلند هی صلوات فرستاد

 

از اون قیافه های حق به جانب

 

هم از خودی شاکی هم از اجانب

 

گفت چرا هیچ کی روسری سرش نیست

 

پس چرا هیچ کی پیش همسرش نیست

 

چرا زنا این جوری بد لباسند

 

مردای غیرتی کجا پلاسند

 

خدا بهش گفت بتمرگ حرف نزن

 

این جا که فرقی ندارن مرد و زن

 

یارو کنف شد ولی از رو نرفت

 

حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت

 

چشاش می چرخید نمی دونم چشه؟

 

آهان میخواد یواشکی جیم بشه

 

دید یه کمی سرش شلوغه خدا

 

یواش یواش شد از جماعت جدا

 

با شکمی شبیه بشکه ی نفت

 

یهو سرش رو پایین انداخت و رفت

 

قراولا چند تا بهش ایست دادن

 

یارو وانستاد تا جلوش واستادن

 

فوری درآورد واسشون چک کشید

 

گفت ببرید وصول کنید خوش بشید

 

دلم برای هوری ها لک زده

 

دیر برسم یکی دیگه تک زده

 

اگه نرم هوریه دلگیر می شه

 

تو رو خدا بذار برم دیر می شه

 

قراول حضرت حق دمش گرم

 

با رشوه ی خیلی کلون نشد نرم

 

گوشای یارو رو گرفت تو دستش

 

کشون کشون برد و یه جایی بستش

 

رشوه ی حاجی رو ضمیمه کردن

 

توی جهنم اونو بیمه کردن

 

حاجیه داشت بلند بلند قر می زد

 

داشت روی اعصابا تلنگر می زد

 

خدا بهش گفت دیگه بس کن حاجی

 

یه خرده هم حبس نفس کن حاجی

 

این همه آدمو معطل نکن

 

بگیر بشین اینقده کل کل نکن

 

یه عالمه نامه داریم نخونده

 

تازه هنوز کرات دیگه مونده

 

نامه ی تو پر از کارای زشته

 

کی به تو گفته جای تو بهشته

 

بهشت جای آدمای باحاله

 

ولت کنم بری بهشت محاله

 

یادته که چقدر ریا می کردی

 

بنده های ما رو سیاه می کردی

 

تا یه نفر دور و برت می دیدی

 

چقدر ولضالین رو می کشیدی

 

این همه که روضه و نوحه خوندی

 

یه لقمه نون دست کسی رسوندی

 

خیال می کردی ما حواسمون نیست

 

نظم و نظام هستی کشکی کشکی است

 

هر کاری کردی بچه ها نوشتن

 

میخوای برو خودت ببین تو زونکن

 

خلاصه وقتی یارو فهمید اینه

 

بازم درست نمی تونست بشینه

 

کاسه ی صبرش یه دفعه سر می رفت

 

تا فرصتی گیر میاورد در می رفت

 

قیامته این جا عجب جاییه

 

جون شما خیلی تماشاییه

 

از یه طرف کلی کشیش آوردن

 

کشون کشون همه رو پیش آوردن

 

گفتم اینا رو که قطار کردن

 

بیچاره ها مگه چیکار کردن؟

 

ماْموره گفت میگم بهت من الآن

 

مفسد فی الارض که میگن همین هان

 

گفت اینا بهشت فروشی کردن

 

بی پدرا خدا رو جوشی کردن

 

به نام دین حسابی خوردن این ها

 

کفر خدا رو درآوردن این ها

 

بدجوری ژاندارکو اینا چزوندن

 

زنده توی آتیش اونو سوزوندن

 

روی زمین خدایی پیشه کردن

 

خون گالیله رو تو شیشه کردن

 

اگه بهش بگی کلاتو صاف کن

 

بهت میگن بشین و اعتراف کن

 

همیشه در حال نظاره بودن

 

شما بگید اینا چیکاره بودن؟

 

خیام اومد یه بطری هم تو دستش

 

رفت و یه گوشه ای گرفت نشستش

 

حاجی بلند شد با صدای محکم

 

گفت این آقا باید بره جهنم

 

خدا بهش گفت تو دخالت نکن

 

به اهل معرفت جسارت نکن

 

بگو چرا به خون این هلاکی

 

این که نه مدعی داره نه شاکی

 

نه گرد و خاک کرده و نه هیاهو

 

نه اربده کشیده و نه چاقو

 

نه مال این نه مال اونو برده

 

فقط عرق خریده رفته خورده

 

آدم خوبیه هواشو داشتم

 

این جا خودم براش شراب گذاشتم

 

یهو شنیدم ایست خبردار دادن

 

نشسته ها بلند شدن واستادن

 

حضرت اسرافیل از اونور اومد

 

رفت روی چارپایه و چندتا صور زد

 

دیدم دارن تخت روون میارن

 

فرشته ها رو دوششون میارن

 

مونده بودم که این کیه خدایا

 

تو محشر این کارا چیه خدایا

 

فکر میکنین داخل اون تخت کی بود

 

الآن میگم یه لحظه اسمش چی بود

 

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد

 

همون که این لامپا رو اختراع کرد

 

همون که کارش عالی بود اون دیگه

 

بگید بابا توماس ادیسون دیگه

 

خدا بهش گفت دیگه پایین نیا

 

یه راست برو بهشت پیش انبیا

 

وقتو تلف نکن توماس زود برو

 

به هر وسیله ای اگر بود برو

 

از روی پل نری یه وقت میفتی

 

می گم هوایی ببرند و مفتی

 

باز حاجی ساکت نتونست بشینه

 

گفت که مفهوم عدالت اینه

 

توماس ادیسون که مسلمون نبود

 

این بابا اهل دین و ایمون نبود

 

نه روضه رفته بود نه پای منبر

 

نه شمر می دونست چیه و نه خنجر

 

یه رکعت هم نماز شب نخونده

 

با سیم میما شب رو به صبح رسونده

 

حرفای یارو که به اینجا رسید

 

خدا یه آهی از ته دل کشید

 

حضرت حق خودش رو جابجا کرد

 

یه کم به این حاجی نگاه نگاه کرد

 

از اون نگاهای عاقل اندر

 

سفیه شو باید بیارن اینور

 

با این که خیلی خیلی خسته هم بود

 

خطاب به بنده هاش دوباره فرمود

 

شما عجب کله خرایی هستید

 

بابا عجب جونورایی هستید

 

شمر اگه بود آدولف هیتلر هم بود

 

خنجر اگه بود روولور هم بود

 

حیفه که آدم خودشو پیر کنه

 

و سوزنش فقط یه جا گیر کنه

 

می گید توماس من مسلمون نبود

 

اهل نماز و دین و ایمون نبود

 

اولا از کجا میگید این حرفو

 

در بیارید کله ی زیر برفو

 

اون منو بهتر از شما شناخته

 

دلیلش هم این چیزایی که ساخته

 

درسته گفتم عبادت کنید

 

/ 18 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

از روزی که شنیدم دربین ما هستی ، به همه سلام میکنم "السلام علیک یا اباصالح المهدی یا صاحب الزمان(عج)"

مهدی

شهر به شهر و کو به کو در طلبت شتافتم خانه به خانه در به در جستمت و نیافتم آه که تار و پود آن رفت به باد عاشقی جامه تقویی که من در همه عمر بافتم بر دل من زبس که جا تنگ شد از جدائیت بی تو به دست خویشتن سینه‌ی خود شکافتم از تف آتش غمم صدره اگر چه تافتی آینه‌سان به هیچ سو رو ز تو برنتافتم یک ره از او نشد مرا کار دل حزین روا هاتف اگرچه عمرها در ره او شتافتم

محمد جواد

یک راه برای افزایش بازید شما بهتون میگم بهش عمل کنید تعداد بازیدتون زیاد میشه این که مطالب طولانی را در ادامه مطالب بگزارید مطالب کوتاه هم میتوانید از این روش استفاده کنید تا اگر کسی میخواهد بخواند یه دونه بازید شما زیاد میشود.

محمد جواد

یک وبلاگ خوب برای تبادل لینک با ما هستید

محمد جواد

از داغ حسين اشك نم نم داريم در خانه ی سينه تا ابد غم داريم پيراهن و شال مشكي آماده كنيد چند روز فقط تا به محرم داريم...

آسمان

??سکوت گورستان رامیشنوى؟ دنیا ارزش دل شکستن را ندارد ... میرسد روزی ک هرگز در دسترس نخواهیم بود ... خاک آنتن نمیدهد ک نمیدهد...! ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ ﻋﻤﯿﻖ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ بودن را ﺑﭽﺶ ﺑﺒﯿﻦ ﻟﻤﺲ ﮐﻦ ﻭﺑﺎﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن انسانها آفريده شده اند که به آنها عشق ورزیده شود و اشیاء ساخته شده اند که مورد استفاده قرار بگیرند؛ دلیل آشفتگی های دنیا این است که به اشياء عشق ورزیده می شود و انسانها مورد استفاده قرار می گيرند. (نلسون ماندلا)

یه پسر

سلام... مرسی که بهم سر میزنی! بازم منتظر حضور گرمت هستم... یه ســــری آدما رو نباید بالا برد ... باید بالا آورد !!!

به لحظه های من بیا...

خوش خلقی و خشم همزمان یعنی چه؟! بیزاری و عشق توأمان یعنی چه؟! با رفتن من اگر موافق هستی؛ پس این بنشین، نرو، بمان یعنی چه؟! "خلیل جوادی"