سرانجام یزید و یزیدیان لعنت الله علیه

سرانجام یزید و یزیدیان لعنت الله علیه

نام

نقش وی در کربلا

سرانجام و چگونگی مرگ

شمر بن ذی‌الجوشن

نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش

دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ

محمد بن اشعث بن قیس

نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند

روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد

عبید الله بن زیاد

در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت

چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد

یزید بن معاویه

چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع)

هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد

سنان بن انس

نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت

زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت

عمر بن سعد

مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت

به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد

حرملة بن کاهل

پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع)

مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند

حصین بن نُمیر

فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع)

ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد

مالک بن نُسیر کِندی

فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع)

قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند

زرعه دامی

از قاتلان امام(ع)

هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید

محمد بن اشعث

هتک حرمت امام حسین(ع)

توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد

عبدالله بن حَوزه

تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع)

قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت

شبث بن ربعی

با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد

ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند

ابحر بن کعب

برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان

ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد

شرحبیل

از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد

مختار او را با آتش سوزاند

عمروبن حجاج

در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود

به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد

احبش بن مرثد(اخنس)

با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد

پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد

عبدالله بن ابی حُصین

آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری

به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد

بَجدل بن سُلیم

انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید

مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد

اسحاق بن حَیوه حضرمی

داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد

با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
آسمان

ما هنوز لذت نزدیکی به تو را نچشیده ایم این حال و هوای خوب محرم لذت دور شدن از خودمان است!

محب ولایت

من غلام قمرم غير قمر هيچ مگو پيش من جز سخن شمع وشكر هيچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور ازين بيخبري رنج مبر هيچ مگو دوش ديوانه شدم عشق مرا ديد و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هيچ مگو گفتم اي عشق من از چيز ديگر مي ترسم گفت آن چيز دگر نيست دگر هيچ مگو من به گوش تو سخنهاي نهان خواهم گفت سر بجنبان كه بلي جز كه به سر هيچ مگو گفتم اي دل چه مه است اين دل اشارت مي كرد كه نه اندازه توست اين بگذر هيچ مگو گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگو گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شد گفت مي باش چنين زير و زبر هيچ مگو اي نشسته تو درين خانه پرنقش خيال خيز ازين خانه برو رخت ببر هيچ مگو گفتم اي دل پدري كن كه نه اين وصف خداست گفت اين هست ولي جان پدر هيچ مگو

محب ولایت

اي واي بر اسيري کز ياد رفته باشد در دام مانده باشد صياد رفته باشد آه از دمي که تنها، با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشد امشب صداي تيشه از بيستون نيامد شايد به خواب شيرين، فرهاد رفته باشد خونش به تيغ حسرت يا رب حلال بادا صيدي که از کمندت آزاد رفته باشد از آه دردناکي سازم خبر دلت را وقتي که کوه صبرم بر باد رفته باشد رحم است بر اسيري کز گرد دام زلفت؟ با صد اميدواري ناشاد رفته باشد شادم که از رقيبان دامن کشان گذشتي گو مشت خاک ما هم، بر باد رفته باشد پرشور از "حزين" است امروزکوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد حزين لاهيجي

محب ولایت

بسـ‗_‗م الله الرحمـ‗_‗ن الرحیـ‗_‗م الحـ‗_‗مد لله رب العـ‗_‗المین اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم سـ‗_‗لام علـ‗_‗یکم __████__████_███ __███____████__███ __███_███___██__██ __███__███████___███ ___███_████████_████ ███_██_███████__████ _███_____████__████ __██████_____█████ ___███████__█████ ______████ _██ ______________██ _______________█ _████_________█ __█████_______█ ___████________█ ____█████______█ _________█______█ _____███_█_█__█ ____█████__█_█ ___██████___█_____█████ ____████____█___███_█████ _____██____█__██____██████ ______█___█_██_______████ _________███__________██ _________██____________█ _________█ ________█ ________█ امام صادق(علیه السلام) فرمودند: لا یَدخُلُ الجَنَّهَ مَن فِی قَلبهِ مِثقالَ ذَرَّهٍ مِن کِبر. کسی که در قلبش به اندازه ذره ای کبر و خود بزرگ بینی باشد به بهشت وارد نمی شود. جهاد النفس، حدیث 569

محب ولایت

دلبر برفت و دل شدگان را خبر نکرد باد حريفِ شهر و رفيق سفر نکرد يا بخت من طريق محبت فرو گذاشت يا او به شاهراه طريقت گذر نکرد من ايستاده تاکُنمش جان فداي چو شمع اُو خود گذر بمن چو نسيم سحرنکرد گفتم مگر بگريه دلش مهربان کنم در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد شوخي مکن که مرغ بيقرار من سودايِ دامِ عاشقي از سر بِدَر نکرد هر کس که ديد روي تو بوسيد چشم من کاري که کرد ديده من بينظر نکرد حافظ حديثِ نغز از بس که دلکش است نشنيدِ کس که از سر رغبت زبَر نکرد

محب ولایت

سلام علیکم سالروز شهادت حضرت زین العابدین امام سجاد علی ابن الحسین علیه السلام تسلیت و تعزیت باد