من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

افسران - من اگـــــر

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا

هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سال ها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو
/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

گاهی لال می شود آدم حرف دارد ولی کلمه ندارد ،شعر بسیار زیبایی بود.

پیمان اوریا

سلام.سپاس گذاریم.بسیار زیبا بود.[گل]

به لحظه های من بیا...

گفتم که خدا مرا مرادى بفرست توفان زده ام راه نجاتى بفرست فرمود که با زمزمه يا مهدى نذر گل نرگس صلواتى بفرست

اجبار

سلام خیلی ممنون حتما رفتم حرم به یاد شما هستم مطالبت که همه رمز میخواد!!!

یاحق

ممنون ازاین که بهم سرزدید...مطالب عالی گذاشتین...اجرتان باسیدالشهدا...خوش حال میشم لینکم کنید...برای لینک خبرم کنید..ممنون {یامهدی}[گل][فرشته]

یاحق

ممنون ازاین که بهم سرزدید...مطالب عالی گذاشتین...اجرتان باسیدالشهدا...خوش حال میشم لینکم کنید...برای لینک خبرم کنید..ممنون {یامهدی}[گل][فرشته]

محب ولایت

ساحل‌ افتاده‌ گفت‌: «گر چه‌ بسي‌ زيستم هـيچ‌ نه‌ مـــعلوم‌ شد آه‌ كه‌ من‌ كيستم.» موج‌ زخود رفته ‌ای‌، تيز خراميد و گفت: هــستم‌ اگر می ‌روم‌ گر نروم‌ نيستم.» محمد اقبال‌ لاهوری